در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

روش کار: این پژوهش از نوع کارآزمایی کنترل شده تصادفی میباشد. جامعه پژوهش، اعضای خانواده مبتلایان به بیماری نارسایی قلب مراجعه کننده به بخش CCU و قلب بیمارستان آیت ا… موسوی بودند که 02 نفر از اعضای خانواده بیماران بستری واجد شرایط از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه 03 نفری، کنترل و مداخله قرار گرفتند. قبل از تخصیص تصادفی، شرکت کنندگان پرسشنامه اولیه را تکمیل کردند. شرکت کنندگان سه بار طی یکسال پرسشنامهها را تکمیل کردند. ابزار اضطراب و افسردگی بیمارستان )HADS: Hospital Anxiety and Depression Scale( برای اندازه گیری اضطراب و افسردگی و پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی )NHP: Nottingham Health Profile( برای سنجش کیفیت زندگی استفاده شد. جهت تعیین پایایی علمی از روش آزمون مجدد و روایی علمی از روایی محتوی استفاده شد. دادهها با نرمافزار SPSS نسخه 22 تحلیل شدند. از آزمون کی-دو و ضریب همبستگی گاما به منظور مقایسه دو گروه بر حسب ویژگیهای دموگرافیک اعضای خانواده بیمار و بیماران و تحلیل آنالیز واریانس با اندازههای تکراری به منظور مقایسه اضطراب، افسردگی و کیفیت زندگی در دو گروه درمانی استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که شاخص اضطراب، کاهش معنی داری در طول سه زمان اندازه گیری داشت) 991/9 > P(، هرچند این کاهش در بین دو گروه مداخله و کنترل معنی دار نبود. هم چنین شاخص کیفیت زندگی و ابعاد شش گانه آن، در سه دوره زمانی، بهبود قابل ملاحظهای را نشان داد) 991/9 > P( اما این تفاوتها در بین دو گروه مداخله و کنترل معنی دار نبود. اختلاف معنی داری در دو گروه کنترل و مداخله در افسردگی در سه زمان اندازه گیری وجود داشت) 991/9 = P(.
نتیجه گیری: به منظور ارتقاء دانش مرتبط با بیماری، میتوان از روشهای آموزش ترکیبی گروهی برای تاثیرگذاری بر میزان اضطراب ،افسردگی و کیفیت زندگی اعضای خانواده بیماران بهره گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که افزایش حمایت اجتماعی میتواند برای اعضای خانواده بیماران مفید باشد .پیشنهاد می گرددکه مطالعات مشابهی جهت افزایش آگاهی اعضای خانواده بیماران و نقش پرستاران در ارتباط با دیگر بیماریهای مزمن انجام گیرد.
کلیدواژهها: آموزش ترکیبی گروهی، اعضای خانواده، کیفیت زندگی، نارسایی قلبی

تمامی حقوق نشر برای انجمن علمی پرستاری ایران محفوظ است.

مقدمه
بیماریهای واگیردار به عنوان بزرگترین معضل بهداشتی کشورهای کشورها جهت کنترل و پیشگیری از همه گیریهای این بیماریها جهان سوم تا چند سال گذشته محسوب میشد، به طوری که تواناختصاص مییافت. در حال حاضر افزایش بار بیماریهای غیرواگیر
36
مخصوصاً در کشورهای در حال توسعه تهدیدی جدی به شمار میرود)1(. بیماریهای قلب وعروق علت اصلی مرگ در بسیاری از کشورهایپیشرفته است و اهمیت آن در کشورهای در حال توسعه که بیماریهای واگیر کنترل شده است، در حال افزایش است )2(. از شایعترین وضعیتهای مزمن قلبی در افراد مسن، نارسائی احتقانی قلب است که مسئول یک سوم مرگها در بیماران مبتلا به انفارکتوس حاد قلبی میباشد )6(. نارسائی احتقانی قلب، بیماری پیش رونده قلبی است که با اختلال در عملکرد قلب، احتباس آب و نمک و اختلال در گردش خون محیطی، بیش از یک میلیون فرد بالغ سالمند را در ایالات متحده مبتلا کرده است )0(. نارسائی قلبی یک مشکل در حال گسترش در سراسر جهان است که بیش از 29 میلیون نفر را گرفتار کرده است .شیوع کلی نارسائی قلبی در بزرگسالان در کشورهای توسعه یافته 2% است. شیوع نارسائی قلبی از الگوی توان دار پیروی میکند به طوری که با سن افزایش مییابد و 19-3% افراد بالای 31 سال را مبتلا میکند. اگر چه بروز نسبی نارسائی قلبی در زنان، کمتر از مردان است، زنان به دلیل طول عمر بیشتر، حداقل نیمی از موارد نارسائی قلبی را شامل میشوند. به نظر میرسد شیوع کلی نارسائی قلبی در حال افزایش است و بخشی از آن به دلیل درمانهای اختلالات قلبی مانند انفارکتوس میوکارد، بیماری دریچهای قلب و آریتمی ها میباشد که باعث افزایش بقای بیماران شده است )1(. بیماریهای قلبی عروقی، اولین عامل منجر به مرگ در ایران محسوب میشوند و تخمین زده میشود که تعداد بیماران مبتلا به نارسائی احتقانی قلب در حدود 6199 نفر به ازای هر صد هزار نفر باشد. این بیماری جزء بیماریهای قلبی است که از لحاظ بروز و شیوع رو به افزایش است )3(. زندگی روزانه و فعالیتها در بیماران مبتلا به نارسائی احتقانی قلب با محدودیتهایی همراه است )7( و ابتلا به این بیماری منجر به وخامت عملکرد، اشکال در تمرکز و کاهش انگیزه میگردد )7, 8(. وجود بیماری نارسایی احتقانی قلب به طور معناداری اعضای خانواده بیماران مبتلا را تحت تأثیر قرار میدهد. ترس بیماران از تنهایی و محدودیتهای فیزیکی ناشی از بیماری ،محدودیت و فشارهایی را بر زندگی روزمره اعضای خانواده بیمار تحمیل میکند )0, 19(. بیماران مبتلا به نارسایی قلب به دلیل اختلال در حفظ اکسیژن رسانی کافی مواردی مانند بی قراری، اضطراب، و احساس از پای درآمدن ناشی از تنگی نفس، را تجربه میکنند. علاوه بر اضطراب ،شیوع افسردگی در آنان بالا است لذا لازم است در این خصوص مورد معاینه و بررسی قرار گرفته )11( و نیاز به مشاوره روانی مورد ارزیابی قرار گیرد )12(. سطح اضطراب و افسردگی بیماران مبتلا به نارسائی احتقانی قلب و همسرانشان در مقایسه با جمعیت عادی، بالا گزارش شده است )16(. در برخی از مطالعات، همسران این بیماران به اندازه بیماران دارای اضطراب و افسردگی هستند )0, 16(. در حالی که در مطالعات دیگر، سطح اضطراب بیماران نسبت به همسرانشان بالاتر میباشد )16, 10(. بهر حال افسردگی و اضطراب کیفیت زندگی بیماران مبتلا به نارسائی احتقانی قلب و همسرانشان را تحت تأثیر قرار میدهد )16(. عدم آگاهی از سطوح قابل قبول فعالیت بدنی و جسمی بیماران مبتلا به نارسائی احتقانی قلب، منجر به ناراحتی اعضای خانواده بیمار میگردد )0, 19(. مشاوره با مراقبین بهداشتی و کسب اطلاعات از آنان، نقش مهمی در احساس آرامش خانواده بیمار خواهد داشت .
کسب اطلاعات کافی موجب میشود تا همسران به شریک زندگیشان
30
بهتر کمک کنند )11(. مداخلات آموزشی برای اعضای خانواده بیماران دارای مشکلات سلامتی، مثل سرطان و حمله مغزی منجر به کاهش دیسترس و ناراحتی آنان شده است )13(. اساس درمان نارسایی احتقانی قلب مشتمل بر رفع عوامل ایجادکننده، درمان دارویی و تغییرات سبک زندگی است که تغییرات سبک زندگی علاوه بر این که باعث از بین رفتن علایم، کاهش سرعت پیشرفت بیماری شده بلکه باعث افزایش کیفیت زندگی در بیماران میگردد )17(. سبکهای جدیدی از فعالیتهای آموزشی پا به عرصه وجود نهادهاند که امروزه از آنها به عنوان «آموزش ترکیبی» نام میبرند. «آموزش ترکیبی» به عنوان یک ساز و کار جدید بر استفاه متنوع و گسترده از روشهای آموزشی تاکید دارد. توجه در انتخاب و به کار گیری ابزار متناسب با موقعیت یادگیرنده برای بالا بردن کیفیت آموزش از اصول اولیه آموزش ترکیبی است. آموزش ترکیبی به کارگیری ابزارهای متنوع و فناوریهای پیشرفته، سعی در بهبود کیفیت و توسعه کمی فعالیتهای آموزشی دارد )18(. لزوم تغییر در شیوه زندگی در بیماران قلبی مستلزم پی گیری مراقبت و آموزش تیم بهداشتی بخصوص پرستاران است .مطالعه حاضر با هدف تعیین تأثیر برنامه آموزشی ترکیبی گروهی بر کیفیت زندگی اعضای خانواده مبتلایان به نارسائی قلب انجام گرفت.
روش کار
پژوهش حاضر از نوع کارآزمایی کنترل شده تصادفی است. جامعه پژوهش، اعضای خانواده مبتلایان به بیماری نارسایی قلب مراجعه کننده به بخش CCU و قلب بیمارستان آیت ا…موسوی بودند که 03 نفر از اعضای خانواده بیماران بستری واجد شرایط انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه 03 نفری کنترل و مداخله تخصیص یافتند .
اعضای خانواده شامل همسر یا فردی بود که با بیمار زندگی میکرد و توسط خود بیمار انتخاب شد. گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکردند فقط از مراقبتهای پزشکی رایج ارائه شده از طریق کادر متخصص استفاده کردند. گروه مداخله برنامه آموزشی ترکیبی گروهی را دریافت کردند. معیارهای ورود به مطالعه شامل عضو خانواده بیمار مبتلا به نارسایی احتقانی قلب بستری در بیمارستان با سن مساوی یا بالای 18 سال، توانایی خواندن و نوشتن و توانایی درک مطالب آموزشی بود. معیارهای خروج شامل داشتن عمل جراحی برنامه ریزی شده قلبی یا بیماری مهم چون سرطان، دمانس و نارسایی کلیوی، مشکلات شناختی، سوء مصرف دارو و الکل، مشکلات گفتاری، شرکت هم زمان در مطالعات دیگر و یا وجود مشکلات پزشکی عضو خانواده که امکان شرکت در مطالعه را منع کند، بود. پس از توضیح اهداف و روش مطالعه به شرکت کنندگان و دریافت رضایت نامه آگاهانه کتبی مطالعه انجام شد. بعد از ترخیص از بیمارستان اطلاعات کتبی در مورد پژوهش برای بیماران ارسال شد. دو هفته بعد از طریق تلفن با همراه بیمار تماس حاصل شد و جهت شرکت در گردهمایی دعوت به عمل آمد. در ابتدا قبل از تقسیم تصادفی نمونهها، شرکت کنندگان پرسشنامه اولیه را تکمیل کردند سپس به طور تصادفی به گروههای 03 نفره تقسیم شدند.
گروه مداخله برنامه ترکیبی را که با هم فکری افراد متخصص و حرفهای زیر تهیه شده دریافت کردند: متخصص قلب، پرستار ویژه، رژیم درمانگر )متخصص تغذیه(، کاردرمانگر )فیزیوتراپیست( و مددکار اجتماعی .
محتوی برنامه آموزشی بر اساس نکات مهم توصیه شده انجمن اروپایی کاردیولوژی برای آموزش بیماران بود )10(. در این پژوهش از برنامهآموزشی ترکیبی مذکور استفاده گردیده است. هدف دیگر برنامه ایجادشرایطی برای وجود تعامل بین اعضای خانواده بیماران با یکدیگر بود .
شرکت کنندگان هر گروه، در مجموع 3 بار در جلسات دو ساعته طی دوره زمانی 3 ماهه در بیمارستان شرکت کردند. هر جلسه با موضوعات اصلی شروع شد سپس زمانی برای پرسش و پاسخ و بحث در نظر گرفته شد. گروه کنترل طبق برنامه عادی بیمارستان، اطلاعاتی را در ارتباط با نارسایی احتقانی قلب و خودمراقبتی دریافت کردند. اطلاعات مورد نظر توسط پزشک یا پرستار داده شد و هم چنین به صورت بروشور یا پوستر در بخش وجود داشت. اعضای خانواده اطلاعات را هم به صورت کتبی و هم شفاهی دریافت کردند. از شرکت کنندگان خواسته شد تا سه بار طی یک سال پرسشنامهها را تکمیل کنند. گروه مداخله، قبل از آموزش، دو هفته بعد از آموزش )میانگین زمانی 0 ماه( و 3 ماه بعد از بررسی دوم )میانگین زمانی 19 ماه(، پرسشنامهها را تکمیل کردند .چون میانگین زمانی برای تشکیل گروهها سه ماه بود، زمان از تکمیل پرسشنامه اولیه تا بعدی برای شرکت کنندگان متفاوت بود. گروه کنترل نیز پرسشنامهها را سه بار، اولیه ،3 ماه و 12 ماه بعد تکمیل کردند.
اطلاعات جمعیت شناختی اعضای خانواده شامل سن، جنس، وضعیت اشتغال، نسبت با بیمار و سطح آموزش اعضای خانواده و اطلاعات جمعیت شناختی بیماران شامل سن، جنس، خصوصیات بالینی ،تاریخچه قبلی بیماری، طول مدت ابتلا به بیماری، علت و کلاس بیماری بر اساس طبقه بندی انجمن قلب نیویورک )NYHA I – IV( که بر اساس ظرفیت عملکردی، کسر تخلیهای و درمانهای پزشکی دریافتی میباشد، بود. ابزار اضطراب و افسردگی بیمارستان برای اندازه گیری اضطراب و افسردگی و پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی ناتینگهام برای سنجش کیفیت زندگی استفاده شد که 3 بعد را مورد سنجش قرارمی دهد: انرژی) 6 سؤال(، درد) 8 سؤال(، واکنشهای هیجانی) 0 سؤال(، خواب) 1 سؤال(، انزوای اجتماعی) 1 سؤال( و فعالیت جسمی )8 سؤال(. درکل این پرسشنامه دارای 68 سؤال میباشد که نمرات از
12-9، کیفیت زندگی پایین ،21-16 کیفیت زندگی متوسط و نمرات
68-23 کیفیت زندگی بالا در نظر گرفته شده است. روایی علمی پرسشنامه کیفیت زندگی ناتینگهام به روش اعتبار محتوی، توسط صادق زاده و مشتاق در پژوهشی، با استفاده از آزمون همبستگی 81/9 تعیین شده است.. جهت تعیین پایایی علمی این پرسشنامه از روش آزمون مجدد استفاده شد. ابزار اضطراب و افسردگی بیمارستان شامل 10 سؤال) 7 سؤال برای سنجش اضطراب و 7 مورد برای سنجش افسردگی( استفاده گردید. هر سؤال نوع لیکرت 0 گزینهای )6-9( میباشد و مجموع نمرهها 21-9 که نمره صفر نشان دهنده عدم وجود افسردگی یا اضطراب میباشد. نمره 8-7 یا کمتر برای موارد بدون اضطراب یا افسردگی توصیه میشود )29(. پایایی داخلی برای پرسشنامه اضطراب و افسردگی جداگانه توسط آلفای کرونباخ محاسبه شد) 70/9(. لوفن مارک و همکاران در تحقیقی مشابه با استفاده از آلفای کرونباخ پایایی این پرسشنامه را 77/9 ذکر کردهاند. به شرکت کنندگان اطلاعات کتبی در ارتباط با محرمانه ماندن اطلاعات، شرکت اختیاری و حق خروج از مطالعه در صورت درخواست آنها در هر زمان از مطالعه داده شد. این مطالعه توسط کمیته اخلاق پزشکی دانشگاه آزاد اسلامی زنجان تاریخ 23/12/1601 به شماره 6733/01/د و مجوز
31
شماره 012/2-6/10 تاریخ 27/98/1602 دانشگاه علوم پزشکی زنجان مورد تأیید قرار گرفته است. متغیرهای کیفی به صورت فراوانی )درصد( و متغیرهای کمی به صورت میانگین )انحراف معیار( توصیف شدند .مقایسه بیماران و همچنین مقایسه اعضای خانواده در دو گروه کنترل و مداخله بر حسب ویژگیهای دموگرافیک با استفاده از آزمون کی-دو و ضریب همبستگی گاما انجام شد. به منظور مقایسه اضطراب ،افسردگی و کیفیت زندگی و ابعاد شش گانه آن در دو گروه کنترل و مداخله در سه زمان اندازهگیری تحلیل آنالیز واریانس با اندازههای تکراری به کار رفت. دادهها با نرمافزار SPSS 22 تحلیل شدند و سطح معنیداری برابر با 1 درصد در نظر گرفته شد.
یافتهها
اطلاعات مربوط به 03 بیمار نارسایی قلبی تحلیل شد که بیشتر این بیماران) 2/81 درصد( دارای سن بالای 09 سال و زن) 2/13 درصد( بودند. دو گروه کنترل و مداخله از نظر ویژگیهای دموگرافیک بیماران نظیر سن، جنس، تاریخچه قبلی بیماری، مدت ابتلا به بیماری، کسر تخلیهای و طبقهبندی بیماری و دارو درمانی مشابه همدیگر بودند و تفاوت معنیداری مشاهده نشد )91/9 < P(. هم چنین تفاوت معنیداری بین ویژگیهای دموگرافیک اعضای خانواده بیمار از قبیل سن، جنس، نسبت با بیمار، تحصیلات، سالهای زندگی با بیمار و وضعیت اشتغال در دو گروه کنترل و مداخله وجود نداشت )جدول 1(.
میانگین )انحراف معیار( اضطراب، افسردگی و کیفیت زندگی به همراه ابعاد ششگانه آن در دو گروه کنترل و مداخله و در سه زمان اندازهگیری در جدول 2 نمایش داده شده است.
نتایج تحلیل آنالیز واریانس با اندازههای تکراری به منظور مقایسه اضطراب، افسردگی و کیفیت زندگی به همراه ابعاد ششگانه آن در دو گروه مداخله و کنترل در جدول 6 نمایش داده شده است.
اثر متقابل بین زمان و گروه درمانی برای افسردگی معنیدار بود )991/9 = P(، که نشان میدهد میزان افسردگی در گروه اول در زمان اول و دوم بالاتر از گروه دوم بود و در زمان سوم، بالعکس. برای شاخص اضطراب، کاهش معنی داری در طول سه زمان اندازه گیری مشاهده شد )991/9 > P( که این کاهش در بین دو گروه مداخله و کنترل معنی دار نبود. هم چنین شاخص کیفیت زندگی و ابعاد شش گانه آن ،بهبود قابل ملاحظهای را در سه دوره زمانی نشان داد )991/9 > P( اما بین دو گروه کنترل و مداخله این تفاوتها معنی دار نبود.
بحث
این مطالعه از پژوهشهایی است که کیفیت زندگی افراد خانواده بیماران مبتلا به نارسایی قلب را بررسی میکند. براساس نتایج مطالعه ،بین نمرات اضطراب، افسردگی و کیفیت زندگی در گروه مداخلهُ در سه فاصله زمانی قبل از آموزش ،2 هفته و 3 ماه بعد از آموزش اختلاف معناداری وجود دارد. بین میانگین به دست آمده از نمرات سه زمان مختلف، تفاوتهای محسوسی ملاحظه میشود. در مطالعه انجام شده توسط راهنورد و همکاران، بیشترین درصد واحدهای مورد مطالعه در ابعاد جسمی، روانی، اقتصادی-اجتماعی کیفیت زندگی نامطلوب داشته و بیماران در بعد سلامت عمومی )رضایت بیمار از وضعیت جسمی ،وضعیت روانی و زندگی خود( از کیفیت زندگی نسبتاً مطلوب برخوردار بودند )21(. از طرفی صادق زاده و همکاران در پژوهش خود نشان دادندکه میانگین اضطراب در گروه قبل از ترخیص کمی بیشتر از گروه بعدازترخیص است اما این تفاوتها از نظر آماری معنی دار نیست. میانگین نمرات نیازهای آموزشی گروه قبل از ترخیص بیشتر از گروه بعد ازترخیص است و بین دو گروه در میزان نیاز آموزشی تفاوت معنی داری وجود دارد )22(. همچنین در این مطالعه، تفاوت معناداری بین آموزش و کیفیت زندگی و ابعاد 3 گانه آن در دو گروه وجود نداشت. کیفیت زندگی شامل مجموعهای از سلامتی، اعتماد به نفس، تطابق و درجاتی از رضایتمندی از زندگی میباشد که فرد آن را تجربه میکند )26(. کیفیت زندگی یک مفهوم چند بعدی میباشد. بنابراین باید از زوایای مختلف سنجیده شود. جنبههای مختلف کیفیت زندگی در بیماران متفاوت اهمیت خاصی دارد. دربیماری های مزمن به خصوص به علت طول مدت و شدت آنها ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و اقتصادی کیفیت زندگی دستخوش تغییر فراوان میشود )20(. مطالعات دیگر ،همسویی نتایج را با نتایج مطالعه حاضر مبنی بر وجود ارتباط بین حمایت اجتماعی با درجات پایین افسردگی )21( و اضطراب )23( و درجات بالای کیفیت زندگی )27( در اعضای خانواده بیماران مبتلا به نارسایی قلبی نشان داد .نتایج مطالعه حاضر نشان میدهد که میزان اضطراب در سه دوره زمانی کاهش داشت که این کاهش از نظر آماری معنی دار بود. نتایج مطالعه حاضر با مطالعات مشابه همسو میباشد. مارتنسون و همکاران در پژوهش خود دریافتند که امکان صحبت با مراقبین بهداشتی و اطلاعات فراهم شده، اهمیت وافری در احساس راحتی و رهایی از اضطراب اعضای خانواده بیمار دارد و علاوه بر دریافت اطلاعات کافی، همسران، آمادگی بیشتری برای کمک به شریک زندگیشان پیدا میکنند )10(.
جدول 1: توزیع فراوانی و مقایسه ویژگیهای دموگرافیک بیماران و اعضای خانواد آنها در دو گروه مداخله و کنترل
P Value گروه طبقه
مداخله کنترل
اعضای خانواده بیمار + 9/708 سن
)19( 26 )01/3( 21 18-09
)60/1( 18 )01/3( 21 01-39
)19/0( 1 )8/8( 0 بالای 39
++ 9/189 جنس
)67( 17 )06/1( 29 زن
)36( 20 )13/1( 23 مرد
++ 9/016 نسبت با بیمار
)67( 17 )60/8( 13 همسر
)01/6( 10 )01/3( 21 فرزندان
)21/7( 19 )10/3( 0 برادر/خواهر
++ 9/099 تحصیلات
)39/0(239 )12/2( 20 زیر دیپلم
)60/1( 18 )07/8( 22 بالای دیپلم
+ 9/080 سالهای زندگی با بیمار
)12/2( 20 )01/3( 21 کمتر از 29 سال
)62/3( 11 )60/8( 13 29-09
)11/2( 7 )10/3( 0 بیشتر از 09
++ 9/106 وضعیت اشتغال
)06/1( 29 )62/3( 11 شاغل
)21/7( 19 )69/0( 10 خانه دار
)11/2( 7 )19/0( 1 کارگر
)10/3( 0 )23/1( 12 سایر
بیماران 9/181 سن
)29/1( 0 )19/0( 1 کمتر از 09
)70/1( 61 )80/3( 06 بالای 01
++ 9/900 جنس
)36/9( 20 )01/7( 21 زن
)67/9( 17 )10/6( 21 مرد


پاسخ دهید